اعتياد به اينترنت يک بيماري رواني

دايره‌المعارف بين‌المللي سلامتي رواني که به اختصار "DSM-IV" خوانده مي‌شود، "سوء استفاده از اينترنت" را به عنوان يک بيماري رواني طبقه‌بندي کرده است.تحقيقات کارشناسان نشان مي‌دهد که استفاده هر چه بيشتر از تکنولوژي مي‌تواند به بيماري‌هاي شديد رواني و حتي اعتياد شديد منجر شود.در سالهاي اخير با توجه به افزايش استفاده از رايانه و اينترنت، واژه‌هايي مثل اعتياد به رايانه و اينترنت به عنوان جديدترين حالت از اعتياد در هزاره جديد معرفي شده است.اکنون و به طور رسمي، دايره‌المعارف بين‌المللي سلامتي رواني که به اختصار "DSM-IV" خوانده مي‌شود، "سوء استفاده از اينترنت" را به عنوان يک بيماري رواني طبقه‌بندي کرده است و در عين حال اعلام کرده که اين مسئله به مطالعات بيشتر نيز نياز دارد.متخصصان اعلام کرده‌اند که بر اساس مطالعات، مشخص شده است که اعتياد به اينترنت همانند ساير عناوين اعتياد داراي اثرات و نشانه‌هاي مشابهي است که از آن جمله مي‌توان به کاهش توجه و احساسات در فرد اشاره کرد. بسياري از والدين اعلام کرده‌اند که زماني که وسايل الکترونيکي و يا رايانه فرزندانشان را مي‌گيرند با واکنش‌هاي عصبي و خشن از طرف آنها رو به رو مي‌شوند.تحقيقات کارشناسان نشان مي‌دهد که استفاده هر چه بيشتر از تکنولوژي مي‌تواند به بيماري‌هاي شديد رواني و حتي اعتياد شديد منجر شود که به احتمال زياد باعث مي‌شود تا پس از تکميل مطالعات "اعتياد به اينترنت" به عنوان يک بيماري رواني طبقه‌بندي شود.کارشناسان هشدار مي‌دهند که اين گونه استفاده شبانه‌روزي و همه روزه از تکنولوژي در سالهاي بعد باعث تغييرات شديد در نحوه زندگي نسل‌هاي آينده شود و آنها را به تکنولوژي و اينترنت معتاد کند.

ادامه نوشته

معتادان اينترنتي

خانواده ها بايد به محض احساس وجود اعتياد اينترنتي در بين اعضاي خود، مراتب را با روانشناسان و متخصصان مربوط درميان گذاشته و از عواقب آن به شدت جلوگيري كنند.
در سال هاي اخير استفاده از اينترنت در ايران روندي رو به رشد داشته است و اين امر تا بدان جايي پيش رفته كه اين دنياي مجازي منابع اطلاعات و حتي سرگرمي هاي كاربران ايراني را هم دگرگون كرده است.
اطلاع از آخرين خبرهاي روز دنيا ، ارسال ايميل و چت با دوستان، به دست آوردن اطلاعات جزئي و كلي از مسائل مختلف، همه و همه نشان از فوايد آشكار « اينترنت» در دنياي امروز است، اما آيا به راستي همگان از اين ابزار به درستي استفاده مي كنند؟
لفظ »اعتياد« در وهله نخست تداعي كننده اعتيادهاي سنتي همچون اعتياد به مواد مخدر، قمار و پرخوري است اما در چند سال اخير نوعي ديگر از اعتياد رواج يافته است كه شايد به جرأت بتوان گفت تعداد معتادان آن از ديگر موارد هم فزوني يافته است و «اعتياد به اينترنت» يا همان اعتياد آن لاين نام دارد؛ حضور در رسانه هاي مجازي، وبلاگ ها، خريدهاي اينترنتي، حضور در اتاق هاي گپ زني همچون ديگر اعتيادها با جداسازي فرد از خانواده، او را به انزوا كشانده و سلامت جسم و روح او را به مخاطره مي اندازد.
روانشناسان اعتياد اينترنتي را نوعي اختلال روان شناختي- اجتماعي مي دانند كه شامل نوعي وابستگي رفتاري است و استفاده بيمارگونه و وسواسي از اينترنت را شامل مي شود؛ به بياني ديگر فرد معتاد به اينترنت نوعي احساس به روز بودن در محيط تكنولوژيك مي كند كه در تحقيقات انجام شده پيامدهاي زيستي و رواني بسياري هم از مشاهده شده است.
¤ اختلال در زندگي 53 درصد معتادان به اينترنت
بر اساس يك تحقيق به عمل آمده 53 درصد از معتادان به اينترنت در روابط ازدواج، دوستيابي و روابط بين كودكان و والدين داراي اختلال بوده اند؛ اين افراد دنياي مجازي را جايگزين دنياي واقعي خود كرده و تمام وقت خود را صرف اين دنياي تهي مي كنند .
« بيوه مجازي» از جمله عباراتي است كه در مورد دنياي مجازي افراد متاهل از آن نام برده مي شود؛ حتي در نمونه هاي شديد اعتياد به اينترنت، مادر وقت كافي براي رسيدن به فرزندان را ندارد؛ يكي ديگر از مشخصه هاي رفتاري اعتياد به اينترنت پرخاشگري در عدم دسترسي به اينترنت است.
از ديگر مشكلات نوعي مسخ شدگي است؛ معتاد اينترنتي قادر به انجام عمل در محيط واقعي نيست و در واقع بيشتر ذهنيات فرد هستند كه انرژي معتاد را مي گيرند تا اعمال روزانه ي او در محيط واقعي.
بر اساس گزارش هاي مطالعاتي از «اينترنت» به عنوان يكي از عوامل طلاق نام برده مي شود، امري كه در خلال آن همسران ضمن توجه بيشتر به دوستان مجازي خود، تمايل دارند كه با همسر خود در زندگي مجازي ارتباط داشته باشند تا با آنها به خريد بروند و يا در كارهاي اجتماعي شركت كنند؛ چه بسا كاركناني كه به علت استفاده بيش از حد از اينترنت، بارگذاري هاي فراوان و عدم توجه و رسيدگي به وظايف اصلي، كار خود را از دست داده اند؛ اين گونه است كه اينترنت به عنوان پيشقراول انقلاب صنعتي ديجيتال، تاثيرات منفي بر روند زندگي روزمره مردم گذاشته و خطرات خود را از بالقوه به بالفعل تغيير مي دهد.
¤ جاذبه هاي اينترنت و اعتياد كاربران
طيبه فردوسي داراي دكتراي روانشناسي سلامت و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، يكي از عوامل وابستگي جوانان به اينترنت را ناشي از روند زندگي آنها در دوران كودكي عنوان مي كند و مي گويد: اينكه كودكان بنا بر شرايط كاري والدين و عدم رسيدگي به آنها با چه بازي هايي سرگرم بودند، از جمله عواملي است كه چندين سال بعد خود را در قالب اعتياد به اينترنت نشان مي دهد.
وي ادامه مي دهد: عامل ديگر به گروه همسالان باز مي گردد؛ نوع رفتارها، گرايش ها و شخصيت گرايي تحت تأثير عامل مهم گروه همسالان قرار مي گيرد؛ اين امر تا بدان جا پيش مي رود كه استفاده از اينترنت به عنوان مد اجتماعي در اين گروه به وجود مي آيد.
اين استاد دانشگاه جاذبه هاي اينترنت را از ديگر عوامل ايجاد اعتياد بين كاربران مي داند و اظهار مي دارد: آن لاين بودن، انگيزه هاي نوگرايي و تنوع طلبي و ارتباطي را بيشتر فراهم مي كند كه البته ماحصل آن به ارمغان آوردن مشكلات و عوارض مختلف جسمي و روانشناختي است.
وي در اين باره توضيح مي دهد: فرد در بعد جسماني به مشكلات بينايي، شنوايي و فيزيولوژيكي و در بعد روانشناسي به مشكلات تك بعدي دچار مي شود؛ انسان موجودي اجتماعي است، بنابراين روابط بايد در وهله نخست با انسان ها تعريف شود نه با ماشين ها و كامپيوتر كه البته در صورت عدم تحقق چنين امري، اين موضوع در دراز مدت زيان آور مي شود.
فردوسي با طرح اين سؤال كه آيا ابزارها مي توانند نيازهاي عاطفي فردي براي رشد را تأمين كنند؟ مي گويد: درست است كه اينترنت فضاهاي علمي و رسانه اي را براي كاربران باز مي كند اما متأسفانه افراد به شكل تك بعدي به اينترنت اعتياد پيدا مي كنند و خود را از رشد فرهنگي و اجتماعي محدود مي كنند.
وي ابراز تأسف مي كند از اينكه هيچ گونه فرهنگ سازي و آموزش پيش از ورود صنعت به مردم داده نمي شود؛ اين اشكال يكي از معضلات عمده است كه بايد از سوي روانشناسان و متصديان امور فرهنگي مورد كنكاش قرار گيرد؛ نه تنها در بحث اينترنت بلكه در ديگر امور هم قبل از ورود به كشور بايد زمينه سازي هاي لازمي براي پيشگيري حادثه صورت گيرد.
وي ادامه مي دهد: چگونه است كه خانواده ها زمان زيادي را براي امور ورزشي و فرهنگي فرزندان خود صرف مي كنند و به مسائل كلان تر بي توجهي مي كنند؟ بايد از همان سال هاي كودكي جامعه شناختي فرهنگي و شيوه هاي زندگي و رفتاري نيز آموزش داده شود .
اين استاد دانشگاه ضمن تأكيدي دوباره به امر پيشگيري از مواردي همچون اعتياد به اينترنت كه ضررهايي بيش از آنچه گفته شد در بطن خانواده و جامعه مي گذارد، مي افزايد: خانواده ها بايد به محض احساس وجود چنين موردي در بين اعضاي خود، مراتب را با روانشناسان و متخصصان مربوط درميان گذاشته و از عواقب آن به شدت جلوگيري كنند .

نگاهي به تاثير ارتباط روحي پرستار و بيمار

بيماراني كه براي درمانشان مدتي را در بيمارستان ها سپري مي كنند هر چقدر هم كه خدمات درماني مناسبي دريافت كنند، ولي باز هم نيازمند يك ارتباط روحي و رواني مناسب هستند. افرادي كه از سيستم درماني رضايتمندي اندكي دارند به اين دليل است كه به اندازه كافي به آنها توجه نشده است.
بسياري از افراد با شنيدن نام پرستار تنها تزريقات و كمك هاي اوليه در ذهنشان نقش مي بندد. در حالي كه پرستار يك عضو مهم در طول عمليات درمان است و نقش ارزنده اي در پذيرش، آماده سازي، مراقبت و حمايت هاي روحي، جسمي و اجتماعي بيمار دارد.
تلاش پرستار براي پذيرش واقعيت ها و تطبيق با تغييرات به وجود آمده و پذيرش زندگي جديد و يا تحمل طول دوره درمان وظيفه سنگين و ارزنده پرستار است.
پرستاري علم است چون نيازمند فراگيري علوم مرتبط با اين رشته است و استعداد مي خواهد چون توانايي ارتباط خوب و سنجيده با بيمار و اطرافيانش را مي طلبد.
اولين مسير ارتباطي جامعه با سيستم درماني
در اين ميان نقش پرستار در اورژانس هم بسيار چشمگير است كه معمولا ناديده گرفته مي شود. اقدامات پرستاري در شرايط عادي باعث مي شود كه بيمار بتواند به سطوح بالاتر سلامت دست پيدا كند اما در اورژانس اين اقدامات باعث تجديد حيات و زنده ماندن بيمار مي شود و از خود گذشتگي پرستار اورژانس مهم ترين خصوصيت آنهاست.
پرستار بخش اورژانس بايد قادر به حفظ خونسردي خود باشد و بتواند بر احساساتش غلبه كند. پرستار بايد در پي آموختن دانش و مهارتهاي جديد باشد، اولويتها را تشخيص دهد و بتواند اعتماد مصدومين را به خود جلب كند.
بين يك بيمار بستري در بخش و يك بيمار بستري در اورژانس تفاوت بسياري وجود دارد و پرستار اورژانس نه تنها نياز به مهارت، دانش و اطلاعات علمي و عملي بيشتري دارد، بلكه بايد قادر به قضاوت در موقعيتهاي خطير باليني، تصميم گيري براي حفظ حيات، حل مشكلات پيچيده و عمل در مواقع بحراني باشد.
اولين مسير ارتباط جامعه با سيستم پزشكي، پرستار است، چرا كه پرستاران نسبت به ديگر افراد تيم پزشكي تعدادشان بيشتر است، در دسترس قرار دارند و اطلاعات بهداشتي- درماني آنها جامع است.
جالب اينكه وجود پرستار تنها مختص به بيمارستان ها نبايد باشد. پرستاران علاوه بر كار در بيمارستان ها و مراكز بهداشتي- درماني مي توانند در صنعت براي مراقبت از سلامت و بهداشت كاركنان صنايع مختلف، در مجتمع ها و مراكز ورزشي به عنوان يكي از اعضاي اصلي تيم مراقبت پزشكي و در مراكز بزرگ آموزشي براي مراقبت از سلامت افراد فعاليت كنند.
از طرف ديگر محدوده شغلي يك پرستار بسيار وسيع و گسترده است و حتي يك پرستار مي تواند به طور مستقل فعاليت نمايد. يعني مي تواند با تاسيس مركز بهداشت خصوصي به ارزيابي وضعيت سلامت افراد جامعه بپردازد يا مهدكودك داير نمايد.
از مهم ترين مسئوليت هايي كه پرستاران برعهده دارند مي توان به نقش هاي زير اشاره كرد:
مراقبت كننده: نخستين نقش پرستار مراقبت كردن از فرد مورد نظر (بيمار) است
تعليم دهنده: اجرا و ارزيابي طرحهاي آموزشي براي فرد و خانواده وي جهت رفع نيازهاي يادگيري آنان
مشاور: جمع آوري اطلاعات براي تحصيل در حل مشكل و تصميم گيري
مدير و راهبر: محقق و حمايت كننده ازمددجو و خانواده
نقش درماني و نقش حفاظتي

ادامه نوشته