نگاهي به تاثير ارتباط روحي پرستار و بيمار
عليرضا ضياعي
بيماراني كه براي درمانشان مدتي را در بيمارستان ها سپري مي كنند هر چقدر هم كه خدمات درماني مناسبي دريافت كنند، ولي باز هم نيازمند يك ارتباط روحي و رواني مناسب هستند. افرادي كه از سيستم درماني رضايتمندي اندكي دارند به اين دليل است كه به اندازه كافي به آنها توجه نشده است.
بسياري از افراد با شنيدن نام پرستار تنها تزريقات و كمك هاي اوليه در ذهنشان نقش مي بندد. در حالي كه پرستار يك عضو مهم در طول عمليات درمان است و نقش ارزنده اي در پذيرش، آماده سازي، مراقبت و حمايت هاي روحي، جسمي و اجتماعي بيمار دارد.
تلاش پرستار براي پذيرش واقعيت ها و تطبيق با تغييرات به وجود آمده و پذيرش زندگي جديد و يا تحمل طول دوره درمان وظيفه سنگين و ارزنده پرستار است.
پرستاري علم است چون نيازمند فراگيري علوم مرتبط با اين رشته است و استعداد مي خواهد چون توانايي ارتباط خوب و سنجيده با بيمار و اطرافيانش را مي طلبد.
اولين مسير ارتباطي جامعه با سيستم درماني
در اين ميان نقش پرستار در اورژانس هم بسيار چشمگير است كه معمولا ناديده گرفته مي شود. اقدامات پرستاري در شرايط عادي باعث مي شود كه بيمار بتواند به سطوح بالاتر سلامت دست پيدا كند اما در اورژانس اين اقدامات باعث تجديد حيات و زنده ماندن بيمار مي شود و از خود گذشتگي پرستار اورژانس مهم ترين خصوصيت آنهاست.
پرستار بخش اورژانس بايد قادر به حفظ خونسردي خود باشد و بتواند بر احساساتش غلبه كند. پرستار بايد در پي آموختن دانش و مهارتهاي جديد باشد، اولويتها را تشخيص دهد و بتواند اعتماد مصدومين را به خود جلب كند.
بين يك بيمار بستري در بخش و يك بيمار بستري در اورژانس تفاوت بسياري وجود دارد و پرستار اورژانس نه تنها نياز به مهارت، دانش و اطلاعات علمي و عملي بيشتري دارد، بلكه بايد قادر به قضاوت در موقعيتهاي خطير باليني، تصميم گيري براي حفظ حيات، حل مشكلات پيچيده و عمل در مواقع بحراني باشد.
اولين مسير ارتباط جامعه با سيستم پزشكي، پرستار است، چرا كه پرستاران نسبت به ديگر افراد تيم پزشكي تعدادشان بيشتر است، در دسترس قرار دارند و اطلاعات بهداشتي- درماني آنها جامع است.
جالب اينكه وجود پرستار تنها مختص به بيمارستان ها نبايد باشد. پرستاران علاوه بر كار در بيمارستان ها و مراكز بهداشتي- درماني مي توانند در صنعت براي مراقبت از سلامت و بهداشت كاركنان صنايع مختلف، در مجتمع ها و مراكز ورزشي به عنوان يكي از اعضاي اصلي تيم مراقبت پزشكي و در مراكز بزرگ آموزشي براي مراقبت از سلامت افراد فعاليت كنند.
از طرف ديگر محدوده شغلي يك پرستار بسيار وسيع و گسترده است و حتي يك پرستار مي تواند به طور مستقل فعاليت نمايد. يعني مي تواند با تاسيس مركز بهداشت خصوصي به ارزيابي وضعيت سلامت افراد جامعه بپردازد يا مهدكودك داير نمايد.
از مهم ترين مسئوليت هايي كه پرستاران برعهده دارند مي توان به نقش هاي زير اشاره كرد:
مراقبت كننده: نخستين نقش پرستار مراقبت كردن از فرد مورد نظر (بيمار) است
تعليم دهنده: اجرا و ارزيابي طرحهاي آموزشي براي فرد و خانواده وي جهت رفع نيازهاي يادگيري آنان
مشاور: جمع آوري اطلاعات براي تحصيل در حل مشكل و تصميم گيري
مدير و راهبر: محقق و حمايت كننده ازمددجو و خانواده
نقش درماني و نقش حفاظتي
پرستاري تنها مراقبت از بيمار در بيمارستان نيست بلكه يك پرستار با مراقبت از افراد در تمام مراحل زندگي آنها از پيشگيري از بيماري ها گرفته تا مراقبت در هنگام بيماري و توانبخشي پس از بيماري سروكار دارد. زيرا بسياري از بيماري ها ريشه در عادتهاي غلط و شيوه نادرست زندگي دارد.
براي مثال زمينه بسياري از سكته هاي قلبي از مدتها قبل فراهم مي شود و دليل آن نيز نوع غذاي فرد، وزن او و مقدار فعاليت بدنيش مي باشد. حال اين پرستار است كه با آموزشهاي لازم در مورد نوع غذا، نحوه و مقدار فعاليت بدني و نحوه جلوگيري از فشار خون و افزايش چربي سعي مي كند تا از بيماري پيشگيري كند يا افراد را با علايم و اختلالات بيماري آشنا سازد تا بيمار به موقع و پيش از پيشرفت بيماري به دكتر مراجعه كند.
توانايي برقراري ارتباطي مؤثر
پرستاران با برقراري ارتباط مشكلات و نيازهاي بيمار را تشخيص داده و برنامه درماني را تنظيم مي نمايند. از طريق ارتباط بيمار احساس امنيت نموده و به تيم درمان اعتماد مي كند. برقراري ارتباط مؤثر به طور وسيعي به عنوان يك شاخص كليدي جهت رضايت، همكاري و التيام بيمار در نظر گرفته شده است و توانايي برقراري ارتباطي مؤثر با ديگران قلب تمامي مراقبت ها از بيماران محسوب مي شود.
رابطه نامطلوب پرستار مانع از بهبودي بيماري مي شود. تحقيقات نشان داده است، اگر بر افرادي كه از آنها مراقبت مي كنند اعتماد داشته باشند براي رهايي از درد به اقدامات درماني كمتري احتياج دارد.
تجربه نشان داده است كه بدون شناخت زمينه هاي فرهنگي بيمار، آداب اجتماعي و زندگي، كيفيت تغذيه، نحوه لباس پوشيدن، كيفيت معاشرت بيماران نمي توان به رابطه مطلوب با بيمار دست يافت. مراقبت در مصرف به موقع داروها، رعايت رژيم غذايي ملاطفت و حسن خلق پرستار مي تواند در بهبود بيمار مفيد و موثر باشد و اگر خللي در نحوه پرستاري پيدا شود چه بسا موجب به هدر رفتن زحمات پزشك مي شود.
پرستار بايد بيش از هر چيز فروتن بوده و هدفش خدمت به مردم باشد چون كار در بيمارستان يك كار مشخص و كلاسه شده نيست بلكه پرستار در صورت ضرورت بايد هر كاري حتي كاري كه از يك فرد بيسواد نيز برمي آيد، انجام دهد. يعني قرار نيست كه دانشجوي پرستاري پس از دوران دانشگاهي فقط در بخشي از مركز درماني حضور يابد و دستور دهد بلكه بايد در انجام هر خدمتي پيش قدم باشد.
از سوي ديگر لازم است كه روابط عمومي خوبي داشته باشد چون پرستار نزديكترين فرد به بيمار است و حتي بعضي از بيماران مشكل خود را به راحتي با پزشك در ميان نمي گذارند اما با پرستاري كه روابط عمومي خوبي داشته و توانسته است اعتماد بيمار را جلب كند، در ميان مي گذارند.
همچنين اطلاعات عمومي خوب در زمينه پزشكي براي يك پرستار ضروري است چون پرستار به نوعي ديگر درمانگر بيمار است و حتي دروسي كه مي خواند همان دروس پزشكي است با ديدگاهي ديگر.
پژوهشگران معتقدند كه مراقبت، اساس و پايه درمان است. آنها پنج عامل همدردي، توانايي، اعتماد، وجدان و تعهد را لازمه مراقبت مي دانند.
همدردي را مي توان پاسخي دروني و برآمده از دل در شرايطي كه نياز شديدي به اميد وجود دارد برشمرد. همدردي ما را ملزم مي دارد كه با ناتوانان ناتوان باشيم. همدردي چيزي بيش از مهرباني ساده است. همدردي اساس مراقبت و توانائي روبناي آن است. مراقبت را مي توان آموخت، اما همدردي ناشي از تجربه صدمه ديدن و مشاهده همدردي ديگران است.
اطمينان داشتن، لازمه برقراري ارتباط موثر با بيمار است. هنگامي كه از طرفين ارتباط، فردي حرفه اي است، طرف ديگري بايد احساس كند كه وي قابل اعتماد است. ايجاد اطمينان بستگي به ميزان صداقت دارد. ارائه مراقبت دقيق موجب ايجاد و رشد اعتماد مي شود.
پرستاران بايد با رعايت عدالت همه را برابر دانسته و تفاوتي از اين جهت بين آنها قائل نشوند و ضمن آنكه حداكثر تلاش خود را براي رفع نيازهاي جسمي و رواني ايشان بكار مي گيرند، به آنها توضيح دهند كه هر بيماري نيازهاي خاصي دارد و در نتيجه نوع پرستاري از بيماران متفاوت است.
پرستاران هميشه با افراد بيمار سرو كار دارند كه بر اثر درد و رنج ناشي از بيماري و نگراني، طاقت خود را از دست داده و حساس و زودرنج وحتي گاهي پرخاشگر مي شوند. پرستاري كه خلق و خوي خوبي ندارد، هميشه در برابر برخورد تند بيمار، از خود متانت و بردباري نشان نمي دهد و ارتباطش با ديگران را به كينه اي تبديل مي كند كه حتي به سيستم درماني آن بيمارستان هم صدمه وارد مي كند.
كارشناسان معتقدند: قوانين و مقررات از عوامل موثر بر نحوه رفتارهاي انسان مي باشند و افراد حرفه پرستاري نيز با توجه به قوانين موجود، رفتارهاي خود را به منظور حفظ موقعيت شغلي خود، تنظيم مي كنند. بنابراين چنانچه ارتباط حرفه اي براساس حفظ و رعايت قانون باشد، حدود آن مشخص و روشن خواهد بود.
رعايت احترام و حفظ حريم بيمار هنگام برقراري ارتباط با وي نيز از ديگر نكاتي است كه مورد توجه اكثريت كارشناسان است. با توجه به اينكه برخي روش هاي غلط براي درمان اكنون منسوخ شده است، اما هنوز گاهي شاهد شيوه هاي مختلف آن هستيم.
استفاده از اسامي كوچك بيماران و يا دادن القاب و عناويني نه چندان زيبا از ديد همگان. هرچند ممكن است بي ضرر به نظر برسد، اما در واقع گاهي نشانه القاي نوعي احساس برتري است وحتي ممكن است برخي بيماران آن را توهين و بي احترامي تلقي كنند. همچنين در مورد احترام به عقايد و فرهنگ بيمار و حفظ حريم وي، و پرستاري زن از زن و مرد از مرد نيز به عنوان عوامل عمده موثر بر فرآيند ارتباط با مددجو تاكيد زيادي شده است.
جنبه اي از مراقبت كه به بيمار ارتباط دارد، طرز تلقي وي از مراقبت است. آنها در مورد اينكه چرا و چگونه مراقبت مي شود، و يا اينكه آيا در مورد بيمارش اطلاعاتي به او داده اند يا نه، احساسات و تعبيرهايي دارد. هر كس جاي بيمار قرار گيرد خواهد گفت آنچه كه مهمتر از هر چيز ديگر است انسان بودن پزشك و پرستار است.
بررسي پژوهش ها و تجربيات به دست آمده مدل برقراري ارتباط را كه پرستاران با بيماران دارند را بسيار تاثيرگذار محسوب مي كند.
مثلا برخورد پدرانه كه در اين مدل ارتباطي، پرستار يا پزشك به تنهائي جهت بيمار تصميم گيري مي كند و هر اقدامي كه خود صلاح مي داند جهت وي انجام مي دهد به ارزشهاي بيمار توجه نمي شود و كسي از او نظر نمي خواهد. اين مدل ارتباط، اساسا غيراخلاقي است، زيرا رضايت بيمار در تصميم گيري هايي كه بر زندگي او تأثير دارد، اخذ نمي شود.
بايد توجه داشت كه همدلي نوعي همزباني است و با همزباني آغاز خواهدشد. عشق به خود در همه وجود دارد و همين امر باعث مي شود افراد به ديگران كه به نوعي شباهت هايي به خودشان دارند، علاقمندشده و تأثيرپذير باشند. هرچه در خصوص شناخت افراد فعال تر باشيم، خصوصيات آنان را بيشتر شناخته و درنتيجه ارتباط موثرتري را برقرار كرده و درخصوص ارائه مراقبت به آنان موفق تر عمل خواهيم كرد.
وجود عوامل زير مي تواند از ادامه ارتباط رواني مناسب پرستار جلوگيري كند:
تغييردادن موضوع بحث.
بيان نظر شخصي درباره بيمار.
دادن اطمينان كاذب به بيمار.
شتاب براي رسيدن به هدف با پيشنهاد حل مشكلات.
به كارگيري اطلاعات پزشكي و پرستاري نابجا.
بيمار بسته به وضعيت جسمي و روحي خود (نوع و شدت بيماري، سن، جنس، نژاد، فرهنگ و تحصيلات و...) نيازها و توقعات خاصي دارد كه اين نيازها بايستي توسط افرادي كه در تماس نزديك با بيمار هستند مثل پزشك يا پرستار شناسايي شده و در حدود و وظايف رفع شوند و در صورت عدم توان مشكل را به مسئولين ديگر انتقال دهند.
روح حساس و رنجيده بيمار به دليل افق نامطلوبي كه بيماري به روي او مي گشايد نيازمند دقيق ترين و لطيف ترين برخوردها و روابط و اقدامات درماني است بيمار فردي است كه آزرده جسمي و روحي و نيازمند ياري مي باشد و تنها كسي كه مي تواند سلامتي و اميد به زندگي را دوباره به وي بازگرداند پرستار و پزشك است.
تأثير رفتار خوب در بهبودي
رابطه نامطلوب پرستار مانع از بهبودي مي شود. تحقيقات نشان داده است، اگر بر افرادي كه از آنها مراقبت مي كنند اعتماد داشته باشند براي رهايي از درد به اقدامات درماني كمتري احتياج دارد.
تجربه نشان داده است كه بدون شناخت زمينه هاي فرهنگي بيمار، آداب اجتماعي و زندگي، نوع تغذيه، كيفيت معاشرت بيماران نمي توان به رابطه مطلوب با بيمار دست يافت. بدون شك روح حساس و رنجيده اي دارد پرستار آگاه و متعهد با اخلاق نيك و رابطه حمايتي و عاطفي كه با بيمار برقرار مي كند.
پرستار نقش بسزايي در سلامت و بهبودي بيمار دارد. تأثير رفتار و عملكرد مثبت يك پرستار در بازگرداندن سلامت بيمار كمتر از دارويي كه او مصرف مي كند نيست براين مبنا از مهمترين كارهاي پرستار شناخت شيوه هاي برخورد در كيفيت رابطه با بيمار و درنهايت پايبندي به اصول و موازين صحيح و سازنده در برخورد با بيمار است.
بيمار كه در وضع جسمي و روحي نامطلوبي به سر مي برد درمحيطي نامأنوس همدم و همراهي به جز پرستار ندارد. وي در اين ضعف و بيماري، افزون بر كارهاي درماني نيازمند حمايت عاطفي ست كه اين مهم را پرستاران مي توانند برآورد سازند. بيمار اگر با اخلاق نيك و روابط صحيح پرستار مواجه شود به وي اعتماد نموده و او را دلسوز و حامي خود مي داند.
اين اعتماد و امنيت روحي نقش موثري در تسريع بهبودي او دارد. برعكس اگر اين امنيت روحي و اعتماد براي بيمار حاصل نشود چه بسا كارهاي درمان هم بي نتيجه مي ماند و بيمار نمي تواند سلامت خود را بازيابد. ملايمت، خوبي و مدارا با بيمار زماني كه با كج خلقي ها و بي حوصلگي هاي وي مواجه مي شود. ضرورت كار يك پرستار است و اين خوي نيكو و مداراي پرستار با بيمار تأثير درمان را هم دوچندان مي كند.
موانع رعايت اصول ارتباط موثر
طرز ايستادن و سخن گفتن در مقابل بيمار يا بستگان، خود مي تواند عامل ايجاد ارتباط ياجزء عوامل بازدارنده ارتباط باشد. رو به روي بيمار قرار گرفتن با دستان باز و چهره گشاده و سخنان مثبت، نشانگر آمادگي براي برقراري ارتباط است و رفتار معكوس، به طور مثال سخن گفتن در حالي كه روبه روي مددجو قرار نگيرد، به قطع ارتباط كمك خواهد كرد.
پژوهش هاي انجام شده در يك مركز درماني در شهر هانوفر آلمان نشان مي دهد كه بيماران امتياز كمتري به رعايت اصول اوليه ارتباط اصول احترام آميز و اصول ايجاد احساس ارزشمندي در ارتباط موثر پرستار- بيمار نسبت به پرستاران مي دهند اما بين امتياز پرستاران و بيماران در مورد رعايت اصول همدلي تفاوتي وجود ندارد و بيماران و پرستاران در مورد رعايت اصول همدلانه ارتباط پرستار- بيمار ديدگاه يكساني دارند و بين ديدگاه و توقعات زن و مرد در مورد رعايت اصول ارتباط تفاوت وجود دارد.
روانشناسان با اين بررسي ها دريافته اند كه مهارت ارتباطي هر كس به تعريف او از همدلي مرتبط است و اگر افراد ارتباط همدلانه برقرار كنند فرد مقابل مي داند كه چه، چگونه و چه زماني بگويد. اما به طور كلي بين ديدگاه پرستاران و بيماران در مورد رعايت اصول ارتباط موثر پرستار- بيمار تفاوت وجود دارد.
در حالي كه پرستاران امتياز بيشتري به رعايت اصول اوليه ارتباط، اصول احترام آميز و اصول ايجاد احساس ارزشمندي به خود مي دهند اما بيماران كه طرف مقابل ارتباط هستند در مورد رعايت موارد فوق امتياز كمتري قائل هستند.
اين به اين دليل است كه معمولا فرد تمايل ندارد كه اصول ارتباط را رعايت نكند و براساس عادت معمول خود ارتباط برقرار مي كند و كمتر به باز خورد ارتباط خود توجه دارد و از آنجا كه ارتباط يك پديده متقابل و دو طرفه است توجه به باز خورد ضروري است. در مطالعه ديگري كه مكالمات تلفني متخصصان خدمات اطلاعاتي سرطان مورد بررسي قرار گرفت دريافت كه بيماران در درك اصطلاحات فني و توضيح دادن آن مشكل دارند.
محققان مي گويند مردم بسته به اينكه با يك متخصص صحبت مي كنند يا يك فرد عادي متناسب با تصورشان در مورد اطلاعات طرف مقابل و قدرت درك وي مسائل را به صورت متفاوت بيان مي كنند.
در مجموع باتوجه به اينكه ارتباط اهميت ويژه اي در ايجاد نگرش مثبت به بيمارستان و تيم درماني دارد و در تشخيص، درمان و سير بيماري مهم است امتيازي كه رعايت اصول ارتباط كسب نموده در حدود متوسط مي باشد و اين امتياز خوبي نيست، بايد از طريق فرهنگ سازي و آموزش، امتياز ناشي از رعايت اصول ارتباط موثر را توسعه داد.
در برخي از جوامع موانع برقراري رابطه با بيمار را كمبود پرستار به نسبت بيمار، نداشتن وقت و فرصت كافي، عدم آگاهي بيمار از موقعيت پرستار، ارتباط غيراصولي مسئولين رده بالاي پرستاري عنوان مي شود.
همچنين نتيجه گيري در ارتباط بين پرستار و بيمار رعايت اصول ارتباط موثر مورد توجه كافي قرار نمي گيرد و كمتر افراد به بازخورد اثر ارتباط توجه دارند كه پيشنهاد مي شود ضمن انجام تحقيقي در مورد موانع رعايت اصول ارتباط موثر پرستار -بيمار، غيرقابل برگشت بودن اثر ارتباط، ضرورت توجه به بازخورد ارتباط به تمام پرسنل بيمارستان آموزش داده شود.
ضمن عرض سلام و خوش آمدگویی به بازدید کنندگان گرامی ، در این وبلاگ سعی بر این است تا اهم مطالبی را که هر خانواده ایرانی باید بداند تا بر موفقیت هایش افزوده گردد و به تعادل و آرامش دست یابد ، بیان گردد پیشاپیش نویسنده از تمامی بازدید کنندگان گرامی که منت نهاده و از این وبلاگ دیدن می فرمایند بخاطر قصور احتمالی در مطالب پوزش میخواهد . امید است با عنایت و راهنمایی آن عزیزان به مرور بر کیفیت مطالب افزوده گردد . نظرات شما در زیر هر مطلب مرا در بالا بردن سطح کیفی این رسانه کمک خواهد نمود . با تشکر