نگاهي به پرخاشگري
«ديروز عصر پسر شش ساله ام را براي تفريح به پارک بردم. دو- سه ساعتي را با همسالانش بازي کرد و خوشحال بود. خوراکي
هاي جور واجوري که دوست داشت برايش خريدم، اما در راه بازگشت پشت ويترين يکي از مغازه هاي اسباب بازي ايستاد و با اصرار از من خواست يک ماشين بزرگ کوکي برايش بخرم. ماه پيش شبيه همان ماشين را خريده بودم و او پس از يک هفته خرابش کرده بود. هر چه اصرار کرد قبول نکردم و او با ديدن مخالفت من شروع به گريه کرد و مدام پا بر زمين مي کوبيد. دفعه اولش نيست؛ هربار چيزي مي خواهد و من به حرفش گوش نمي دهم همين رفتار را تکرار مي کند.» اينها سخنان مادر جواني است که نمي داند در برابر اين مشکل رفتاري فرزندش چه کند. حتماً شما هم در بين اطرافيان بچه هايي را ديده ايد که به خاطر کوچک ترين موضوع، داد و فرياد راه مي اندازند. امروزه پرخاشگري بچه ها نسبت به گذشته بيشتر شده است، به همين بهانه گفتگويي با آقاي قاسم کاردهي کارگر؛ کارشناس ارشد روانشناسي داشته ايم که شما را به مطالعه آن دعوت مي کنيم:
* به عنوان اولين پرسش بفرماييد پرخاشگري کودکان چگونه تعريف مي شود؟
** پرخاشگري در بچه ها يک اختلال رفتاري طبيعي و تقريباً شايع است و از آنجا که در سنين پايين کودک قدرت تجزيه و تحليل بالايي ندارد، تنها با مشاهده اين رفتارها به صورت تقليدي، آن را تکرار مي کند. پرخاشگري لفظي، اغلب در بين دختر بچه ها و پرخاشگري بدني در بين پسرها ديده مي شود. بچه ها درسن خيلي پايين با نقاشي و داستانهاي نيمه تمام احساس ناخوشايند خود را نشان مي دهند. همچنين پرخاشگري انواعي نيز دارد. گاه اين رفتار وسيله اي است که کودک قصد دارد به کمک آن به خواسته هايش برسد و والدين را تسليم کند. پرخاشگري بيروني حالتي است که کودک قصد صدمه زدن به ديگران را دارد. در مورد پرخاشگري دروني او از نوعي افسردگي رنج مي برد و هر چه ناراحتي دارد در دل خود مي ريزد که اگر اين مشکل جدي تلقي نشود درآينده به خودزني و حتي خودکشي منجر مي شود.
بچه هاي نازپرورده که هميشه خواسته هايشان برآورده شده است نيز وقتي به مدرسه مي روند و با شکست در موارد مختلفي روبه رو مي شوند نيز گاه رفتارهاي خشونت باري را بروز مي دهند.
* مهم ترين عوامل زمينه ساز بروز اختلالات رفتاري بويژه پرخاشگري چيست؟
** گرچه پرخاشگري کودک امري طبيعي است، اما چنانچه جنبه باليني پيدا کند، بايد با آن جدي برخورد کرد.
اما در زمينه علل زمينه ساز، الگوپذيري از والدين مهم ترين و نخستين عاملي است که بچه ها را به سمت رفتارهاي خشونت آميز پيش مي برد. در خانواده هايي که والدين با عصبانيت صحبت مي کنند، با يکديگر نزاع دارند، برخوردهاي فيزيکي وجود دارد و... کودک با مشاهده اين رفتارها به تقليد از پدر و مادر اين کارها را تکرار مي کند. همچنين وضعيت اقتصادي و تعداد زياد اعضاي خانواده هم مي تواند در بروز اين رفتار دخيل باشد، چون مانع از رسيدگي صحيح والدين به فرزند مي شود.
مورد دوم ناکامي بچه در رسيدن به اهداف و خواسته هايش است. وقتي او اسباب بازي مي خواهد، دوست دارد کاري مخالف نظر پدر و مادر انجام دهد و... با داد و فرياد و برخوردهاي تهاجمي سعي مي کند حرف خود را به کرسي بنشاند و به عبارت بهتر از اين حربه براي رسيدن به مقاصدش استفاده مي کند.
در علم تعليم و تربيت، سبکهاي مختلفي براي فرزند پروري تعريف شده است. يکي از اين شيوه هاي غلط، فرزندپروري ديکتاتوري است. در چنين خانواده هايي يک نفر که معمولاً پدر است، همه تصميم گيريهاي خانواده را عهده دار است. او نظرش را به ديگران القا مي کند، وظايف همه را مشخص مي سازد، نظم خاصي در خانه حکمفرماست، هيچ کس حق اظهار نظر ندارد و... در اين شرايط ممکن است فرزندان به ظاهر اطاعت پذيري داشته باشند، اما در مواجهه با بچه هاي ديگر بويژه بچه هاي کوچکتر از خودشان فحاشي، کتک زدن، عصبانيت و... را نشان مي دهند. پس مي توان شيوه تربيت بچه ها را عامل ديگري دانست.
در زندگي مدرن امروز تلويزيون و بازيهاي رايانه اي نيز رفتار خشونت بار بچه ها را تشديد مي کند. بازيها و صحنه هاي نمايشي خشن براي آنها جذابيت زيادي دارد. با مشاهده اين صحنه ها کودک چنين حرکاتي را ياد مي گيرد، حساسيت او نسبت به اين صحنه ها کم مي شود، اگر تا به حال از آنها مي ترسيده کم کم برايش عادي مي شود. حتي قيد و بندهاي خشونت نيز در نظرش کمرنگ مي شود، چنانکه اگر تاکنون دوست نداشته تا وجهه اش به خاطر اين رفتارها مقابل ديگران مخدوش شود، ديگر از انجام آنها ابايي ندارد. همچنين وقتي مي بيند قهرمان داستان به کمک اين راهکار به هدفش رسيده، او هم تقليد مي کند.
در کنار الگوپذيري از بزرگترها گاه تلقين نامناسب والدين مثل «نکنه از بچه هاي ديگر کم بياري»، «نبايد توسري خور باشي» و نظاير آن اين احساس را در کودک تقويت مي کند.
* چنانچه کودک رفتارهاي پرخاشگرانه از خود نشان مي دهد، برخورد مناسب پدر و مادر چگونه بايد باشد؟
** بهتر است با يک روانشناس مشورت داشته باشند و تحت نظر او رفتارهاي فرزندشان را اصلاح کنند. عموماً روانشناس، قراردادي رفتاري بين والدين و کودک مي بندد. در اين صورت روي کاغذي خواسته هاي کودک و روي کاغذ ديگري خواسته هاي والدين نوشته مي شود. هربار بچه رفتار صحيحي مطابق نظر پدر و مادر داشته باشد، مي تواند به يکي ازخواسته هايش برسد. اين شيوه را والدين مي توانند در منزل هم با فرزند خود انجام دهند.
در روانشناسي کودک شيوه تربيتي ديگري نيز به نام «اقتصاد ژتوني» در کنترل پرخاشگري کودک بسيار مؤثر است. در اين روش همه رفتارهاي بد کودک مانند داد زدن، ناسزا گفتن، لگد زدن، خراب کردن وسايل و... و از طرفي هم چيزهايي که دوست دارد مثل سينما، خريد اسباب بازي، پارک رفتن و نظير آن فهرست مي شود. براي هر بار عدم تکرار رفتارهاي بد هم امتيازي در نظر گرفته مي شود. به عنوان مثال اگر در روز 10 بار ديگران را لگد مي زده و حالا آن را به 5 بار رسانده است، مطابق طرح، امتيازي معادل پارک رفتن را به دست آورده است. البته اين برنامه بايد با نظر يک روانشناس انجام شود. همچنين بد نيست يادآور شويم که اين روش براي ايجاد، کنترل و تغيير برخي رفتارهاي بچه ها کاربرد دارد.
اگر کودک با روشهاي پاداشي هيچ تغيير رفتاري نداشت، بايد به جريمه و محروم کردن متوسل شد. البته اگر او را مثلاً از تماشاي برنامه مورد علاقه اش محروم مي کنيد، شرايط طوري نباشد که به اتاق برود و با اسباب بازيهايش بازي کند. در واقع بايد محروم شدن را درک کند. چون در غير اين صورت، حالت عادت گونه به خود مي گيرد. البته نکته بسيار مهم ديگر اينکه اگر اين شيوه را در پيش مي گيريد، حتماً قدرت انجام آن را به طور صحيح و کامل داشته باشد. بعضي والدين بويژه مادر پس از چند دقيقه حرف خود را نقض مي کنند که اين اشتباه بسيار بزرگي است. بار ديگر يادآور مي شوم تنبيه را به عنوان آخرين راهکار انتخاب کنيد.
* عمده ترين راهکارهايي که مانع بروز اين رفتارها مي شود، چيست؟
** در تربيت بچه ها حقيقتاً نقش خانواده بسيار مهم و تأثيرگذار است. کيفيت رفتار والدين با يکديگر و با ديگر اعضاي خانواده، چگونگي برخورد آنها با نيازهاي کودک و اطلاع از جنبه هاي مختلف رشد کودک بسيار مهم و حائز اهميت است. به عنوان مثال اگر ندانند که در يک سن خاص، لجبازي بچه جنبه طبيعي دارد و مرتباً با او مقابله کنند روحيه مقابله و پرخاش در بچه شکل مي گيرد. والدين بايد بدانند که هر نوع رفتار کودک در هر مقطع سني عادي است، مگر آنکه در حد افراط باشد که در اين صورت به توجه جدي نياز خواهد داشت.
موضوع بسيار مهم ديگر کنترل و دقت در تماشاي تلويزيون است. تلويزيون تماشا کردن او را محدود کنيد. اصلاً اجازه ندهيد فرزندتان فيلمهاي خشن را نگاه کند. اگر چنين صحنه هايي را ديد برايش توضيح بدهيد که اين حرکات واقعي نيست، بازيگران فقط دارند نقش بازي مي کنند و در واقع صدمه اي نديده اند.از طريق قصه گويي و نمايش، درد و رنجي را که انسانها و حيوانات آزارديده متحمل مي شوند برايش بازگو کنيد. اين شيوه بويژه براي کودکان خيلي کوچک بسيار تأثير گذار است.
سعي کنيد رفتارهاي مغاير با پرخاشگري مثل محبت ، نوازش، کمک و... را به او ياد دهيد.
شرايطي را براي بچه فراهم آوريد که بتواند هيجاناتش را تخليه کند. گاه کودکان به خاطر قرار گرفتن در محيط هاي بسته و عدم فضاي کافي براي بازي ناراحت مي شوند و به نوعي نمي دانند چطور خود را تخليه روحي کنند.
در منزل با فرزندتان مباحث گروهي داشته باشيد. اين گفتگوها باعث ايجاد شخصيت در کودک شده و يک پرده حجب و حيا بين او و پدر و مادر شکل مي گيرد. در اين صورت او هربار که خواسته و نيازي داشته باشد در قالب صحبت و بدون ناراحتي آن را به والدين بروز مي دهد.
نکته مهم ديگري که بايد در اينجا اشاره کنم اين است که از تنبيه بدني حتماً اجتناب کنيد؛ زيرا مي تواند تأثيرات سويي را در آينده کودک در پي داشته باشد.
* بعضي خانواده ها اظهار مي دارند از وقتي فرزندشان را به مهدکودک برده اند، رفتار تهاجمي پيدا کرده و بي ادب شده است. توصيه شما به خانواده ها در مورد مهدهاي کودک چيست؟
** مهد کودک ذاتاً مکان خيلي خوبي براي تربيت بچه هاست. کودکان در همين جمع دوستانه است که بسياري مفاهيم زندگي مانند همکاري، نظم، شجاعت، احترام به حقوق ديگران و... را ياد مي گيرند. به صرف نظر عده اي از والدين نمي توان سپردن کودک به مهد را رد کرد، چون کودک اگر هميشه تنها در منزل باشد دچار افسردگي و انزوا مي شود. در اين باره بايد در انتخاب مهد بسيار دقت کرد. اگر مربيان از نظر روانشناسي کودک اطلاعاتي داشته باشند تاثير بسيار مثبتي در تربيت او خواهند داشت.
* چرا برخي بچه ها حيوانات را اذيت مي کنند؟
** باز هم در اين مورد مشاهده و يادگيري از طريق فيلم، تصاوير، رفتار ديگران و... را بسيار مهم مي دانم. اما در کنار آن افسردگي يا اضطراب دروني کودک را نيز بايد در نظر داشت. در مواردي هم که کودک عزت نفس پاييني دارد، بازتابي از احساس نااميدي، يأس و ناتواني خود را به اين شکل نشان مي دهد.
ضمن عرض سلام و خوش آمدگویی به بازدید کنندگان گرامی ، در این وبلاگ سعی بر این است تا اهم مطالبی را که هر خانواده ایرانی باید بداند تا بر موفقیت هایش افزوده گردد و به تعادل و آرامش دست یابد ، بیان گردد پیشاپیش نویسنده از تمامی بازدید کنندگان گرامی که منت نهاده و از این وبلاگ دیدن می فرمایند بخاطر قصور احتمالی در مطالب پوزش میخواهد . امید است با عنایت و راهنمایی آن عزیزان به مرور بر کیفیت مطالب افزوده گردد . نظرات شما در زیر هر مطلب مرا در بالا بردن سطح کیفی این رسانه کمک خواهد نمود . با تشکر