در گفتگو با يک روانشناس درباره طلاق
روزها و شب ها؛ پس از جدايي

بخش دوم و پاياني
طلاق يکي از واقعيات تلخ زندگي است که امروزه نيز متأسفانه آمار آن بيشتر شده است. گر چه رويارويي با اين موضوع چندان آسان
نيست، اما به هر حال بايد شرايط سازگاري با آن را به بهترين نحو در نظر گرفت. شرايط روحي و زندگي خانمها و آقايان پس از طلاق با هم تفاوتهايي دارد که بايد به آنها توجه کرد. در اين زمينه گفتگويي با آقاي قاسم کاردهي کارگر، روان شناس و مدرس دانشگاه انجام داده ايم که شما را به خواندن آن دعوت مي کنيم:

* در مواردي که حضانت فرزند به پدر واگذار مي شود، عموماً خانمها دچار نگراني و ناراحتي مي شوند توصيه شما به اين مادران چيست؟
** تأثيرات فوت والدين از طلاق کمتر است، اما به هر حال اثرات طلاق هم کمتر از حضور در يک خانواده متشنج است. در مواردي که زن و شوهر تصميم به جدايي مي گيرند، بايد در زمينه هاي گوناگون بخصوص تعليم و تربيت فرزندان همکاري داشته باشند. در اين صورت فرزندان آسيب کمتري از اين جدايي مي بينند. شيوه هاي تربيتي هر کدام از والدين بايد مکمل والد ديگر باشد. در اينجا بايد به پدر بگوييم که هر چقدر شما به تنهايي در تربيت فرزند موفق باشيد، باز هم او به حضور مادرش نياز دارد و به او فکر مي کند. اگر در سنين نوجواني است، به او اجازه دهيد خودش تصميم بگيرد.
مسأله مهم ديگر اينکه هرگز کودک را وسيله انتقال پيامهاي خود به همسر سابق قلمداد نکنيد؛ زيرا در اين صورت او را در اضطراب دروني قرار مي دهيد. شرايط طوري نباشد که در حضور او از همسرتان بدگويي کنيد.
بعضي اوقات کودک خودش را مقصر مي داند. کودکي، دوران پررمز و رازي است، پس به او تفهيم کنيد که اين جدايي ربطي به او ندارد. تغييرات محيط زندگي کودک، مثل تغيير مدرسه را به حداقل برسانيد؛ زيرا هر چه اين تغييرات کمتر باشد، آسيبها کمتر خواهد بود.
اگر فرزندتان نوجوان است برايش توضيح دهيد که دنيا به آخر نرسيده است و مطمئن باشيد درک مي کند. در واقع بايد به او امنيت خاطر داده شود و احساس کند زماني که به پدر و مادر نياز دارند، آنان در کنار او هستند.
پس از طلاق معمولاً بچه ها دچار افسردگي يا اختلالات رفتاري مي شوند. بعضي از آنان حالت بازگشت به گذشته و بخصوص زماني که دوران شيريني داشته اند، پيدا مي کنند و حرکاتي مانند مکيدن انگشت، شب ادراري، رفتارهاي لوس بازي و... بروز مي دهند که در اين صورت حتماً بايد با روانشناس مشورت شود.
نکته مهم ديگري که بايد به والدين توصيه کنيم اين است که در رابطه با مسايل طلاق پيش بچه صحبت نکنند. گاهي بچه ها از اين مسأله سؤ استفاده مي کنند و به پرخاشگري يا ترک تحصيل رومي آورند.
بار ديگر به والدين پيشنهاد مي کنم که هرگز در تعليم و تربيت فرزندشان لجاجت نداشته باشند.
* گاه از زمان شروع اختلالات تا جدايي، ماه ها يا حتي سال ها طول مي کشد. خانم ها چطور مي توانند زندگي خود را در اين مدت مديريت کنند؟
** اگر در اين زمان صرفاً به مشکلات پيش آمده فکر کند، در نهايت منجر به افسردگي مي شود. به نظر من بهترين روش براي اينکه از اين روزمرگي و غم و غصه بيرون بيايد، به نوعي مشغول کردن خودش است. اين مسأله ممکن است براي هر کسي پيش بيايد. مسأله گشايي در اين زمينه بسيار مهم است. سعي شود به طور خلاقانه گرفتاريها و راه هاي رهايي را فهرست کند.
هيچ کس به انداره خودمان از شخصيت و ويژگي هاي خود شناخت ندارد و خود بهتر از هر کسي مي توانيم به خود کمک کنيم. فهرست کاملي از علاقه مندي ها مثل ورزش، تحصيل و... تهيه کنيم تا کمتر دچار اضطراب و افسردگي شويم.
خانمها مي توانند نقاط ضعف و قوت يکديگر را ببينند و معمولاً دوست دارند يکديگر را اصلاح کنند. تماس با خانمهاي ديگر نيز در اين باره مي تواند مؤثر باشد.
ورزش تأثير بسيار مثبتي دارد. تنش و اضطراب را کم مي کند و اعتماد به نفس را بالا مي برد. در اين صورت کارها بهتر انجام مي شود همچنين فرد در خلال ورزش به ظاهرش نيز توجه مي کند.
بار ديگر به اهميت بالاي سرگرم کردن، تفکرات خوب، سيستم حمايتي مطلوب و مسأله گشايي اشاره مي کنم. همچين از ديد روانشناسي، روشهاي ريکلشن نيز بسيار مؤثر است. در گذشته هاي دور انسان در مواجهه با خطر يا مقابله مي کرد يا فرار مي کرد، اما در برابر بعضي از مشکلات امروز مثل طلاق بايد روشهايي ياد بگيريم که به طور منطقي با مشکل کنار بياييم.از افراد آگاه در زمينه روشهاي کسب آرامش يا کتابهاي خود آرامش دهي استفاده کنيم. يوگا نيز مي تواند بسيار تأثير مثبت داشته باشد. خواندن کتاب، سرگرم شدن به هر طريقي و ورزشهاي سالني يا در محيطهاي آزاد نيز بسيار کمک کننده هستند.طلاق، استرس بسيار زيادي به خود فرد و اطرافيان وارد مي کند که در اين صورت هورموني در بدن ترشح مي شود که انسان را آماده مقابله با خطر مي کند. اين هورمون ممکن است به ديواره رگها صدمه بزند و مشکلاتي در پي داشته باشد که ورزش مي تواند اين سيستم ايمني را تقويت کند.در اين شرايط اگر خانمها با مسأله جدايي سازگاري پيدا نکنند، به مرور اضطراب مزمن در وجودش شکل مي گيرد، سيستم ايمني بدن ضعيف مي شود و به سيستم قلبي، عصبي و... آسيب مي رساند. خانمها بايد تفکر مثبت داشته باشند.
* مردان درخصوص مسأله طلاق تا چه حد آسيب پذير هستند؟
** در اين باره نمي توان نظري قطعي داد. آقايان نيز از اينکه نتوانسته اند زندگي موفقي داشته باشند، دچار فشار هستند. در واقع هر کدام که بهداشت رواني کمتري دارند، شکست پذيرتر خواهند بود.
* پس چطور است که آقايان زودتر ازدواج مي کنند؟
** از اين جهت که آقايان انتخاب مي کنند، فرصت ازدواج بيشتر برايشان وجود دارد. خانمها معمولاً تفکر دوقطبي يا همه و هيچ دارند که اگر همسرشان يک مشکل را داشته، پس همه مردان همين طور هستند. معمولاً تفکرات نامعقول يا خودشکن آنها روي رفتارشان تأثير مي گذارد، اما مردان کمتر تابع اين تفکر منفي هستند.
اما مسأله اي که نبايد فراموش کرد، اين است که آقايان نيز مشکلات زيادي پس از طلاق دارند که کاهش بازده کاري، مشکلات مسکن، تعليم و تربيت بچه ها بخصوص در دوران نوجواني از جمله مهمترين آنهاست.

منبع:روزنامه قدس