مواد مخدر يكي از معضلات اجتماعي عمده در كشورهاي جهان به شمار مي‌آيد.

از آن جهت كه توان فعاليت و توليد اقتصادي و اجتماعي را از فرد سلب مي‌كند، آثار سوء بر زندگي فرد معتاد و خانواده وي برجاي مي‌گذارد.
در بسياري از جوامع كنوني، ‌اعتياد به اشكال گوناگوني بروز كرده است.
بپذيريم كه هيچ كس از اعتياد در امان نيست.
بي‌توجهي به رفع فشارهاي عصبي ـ روحي سبب انباشته شدن احساس اضطراب و نگراني دائمي در فرد مي‌شود. با بروز اين حالت، زمينه استفاده از مواد اعتيادآور براي فرد به وجود مي‌آيد و اين يعني؛ شروع اعتياد.
با تشخيص به موقع فشارهاي روحي با بيماري‌هاي رواني و درمان آنها مي‌توان از احتمال آلودگي به مواد مخدر به ميزان قابل توجهي كاست.
حضور فرد معتاد در خانواده، خطر بزرگي محسوب مي‌شود كه تمام اعضا آن را تهديد مي‌كند.
ما والدين وظيفه داريم تا خطرات مصرف مواد و راه‌هاي پيشگيري از اعتياد را بشناسيم و آنها را به جوانان خود بياموزيم.
دعوا و اختلاف‌هاي خانوادگي، همسرآزاري، فقر مادي، انزوا و دوري از مردم، از دست دادن غيرت ديني، بي‌هويتي، ذلت‌پذيري و در نهايت، خودكشي از آثار اعتياد به مواد مخدر هستند.
معضل اعتياد به مواد مخدر، بلاي خانمان‌سوزي است كه جوامع بشري را در چنگال مرگ‌آور خويش گرفتار مي‌سازد.
آموزش همگاني و ايجاد فرهنگ مبارزه با اعتياد، از مهم‌ترين راه‌كارهاي پيش‌گيري از اعتياد و مبارزه با اين بلاي خانمان برانداز است.
اعتياد از بيراهه‌هاي هولناكي است كه بي‌ترديد جريان پرشور حيات جوانان را به مرداب‌هاي بدبو مبدل خواهد كرد.
اعتياد مردابي است كه فرسودن، ماندن و پوسيدن و هرز رفتن را به ارمغان مي‌آورد و اين يعني؛ هدر رفتن همه سرمايه انسان.
هدف خانواده به عنوان يك جامعه كوچك تربيت و انطباق اجتماعي فرزندان است و اين عمل در خانواده‌هايي با افراد معتاد، دچار ضعف مي‌باشد.
والدين، اولين كساني هستند كه شخصيت فرزندان را شكل مي‌دهند. محيط خوب باعث رشد افكار فرزندان مي‌شود و محيط بد نيز مي‌تواند عميق‌ترين تباهي‌ها را در فرزندان شكل دهد.
در صورتي كه والدين دچار آلودگي (به خصوص مواد مخدر)‌ باشند، فرزندان آنها نيز از هر لحاظ آسيب‌پذير مي‌شوند.
خانواده داراي فرد معتاد، محصولي همانند كسالت و بيماري‌هاي روحي ـ رواني براي فرزندان به بار مي‌آورد؛ روان‌رنجوري و پريشان‌حالي فرزندان در اين خانواده‌ها بيشتر است.
در خانواده داراي فرد معتاد، فرزندان براي ابتلا به بزهكاري آماده‌تر هستند و آينده مناسبي براي خود نمي‌‌بينند.
در خانواده داراي فرد معتاد، فرزندان نسبت به آينده نااميد هستند و يأس و سرخوردگي در آنها نمايان است.
هر مشكل و نابهنجاري در ساختار خانواده، تأثير مستقيمي بر كودكان دارد. مخرب‌ترين معضل خانواده اعتياد است.
گاهي والدين به مصرف مواد مخدر مي‌پردازند و گاهي نسل سوم يعني؛ پدر بزرگ و يا مادر بزگ خانواده معتاد هستند. كودكان به شيوه‌هاي متفاوتي با هر نسل ارتباط دارند و از اعتياد آنها تأثير مي‌پذيرند.
كودكان والدين معتاد و الكلي در خانه‌اي بزرگ مي‌شوند كه فضاي آن توأم با بدرفتاري، طرد و بي‌توجهي است.
وقتي كه پدربزرگ يا مادربزرگ معتاد است والدين نمي‌‌توانند به سهولت ارتباط فرزند خود را با آنان قطع كنند و مانع تشكيل ارتباطي آسيب‌زا با معتادين شوند.
تحقيقات مربوط به پرخاشگري نشان داده‌اند كه مصرف مواد مخدر تنها به دليل تركيبات سمي شاخص خطر در خانواده نيستند، بلكه به اين علت خطرناك هستند كه عوامل خطر‌ساز ديگر را تشديد مي‌كنند.
مصرف مواد مخدر و ديگر تركيبات اعتيادآور به علت اثرهاي دارويي ويژه خود تغييراتي در سطح فيزيولوژي و بيولوژي شخصي به وجود مي‌آورد كه قسمت مهم اين تغييرات بر روي سلسله اعصاب مركزي و محيطي انجام مي‌گيرد.
مصرف موادمخدر و ديگر تركيبات اعتيادآور بر روي حالات جسماني ـ رواني فرد اثر مي‌گذارد.
بي‌قراري، اضطراب، خستگي مفرط، گيجي، حالات تهوع، استفراغ و اسهال، نداشتن تمركز شديد و پاشيدگي افكار، از علائم اوليه مصرف مواد مخدر است.
وابستگي فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفاً بدني است و جنبه‌هاي وابستگي رواني آن به دارو در رابطه با مشكلات شخصيتي فرد در جريان تداوم اعتياد از اهميت اوليه برخوردار است.
يادمان باشد: بي‌توجهي به اعضاي خانواده، توقعات بيجا و بي‌مورد اطرافيان، بدون در نظر گرفتن حساسيت دوره بلوغ و توقعات و ارزش‌هاي متضاد اجتماعي، اختلالات تطابقي در خانواده و زمينه‌هاي نامطلوب شخصيتي فرد را به آساني در اين دوره در مقابل انحرافات مختلف، آسيب‌پذير مي‌سازد.