گزارش هاي سازمان جهاني بهداشت نشان مي دهد كه در يك دهه اخير جمعيت جهان مسن تر شده است. كارشناسان پيش بيني كرده اند طي 15 سال آينده تعداد افراد پير دوبرابر خواهدشد.
بيشتر افراد مسن از جهت ابعاد مختلف دوران سالمندي از جمله جنبه هاي سلامتي، جنبه هاي عاطفي و جنبه هاي رفتاري كه چرخه تشكيل دهنده ابعاد رواني سالمندي هستند بايد بطور نسبي از سلامت و بهداشت رواني برخوردار باشند.
رشد جمعيت در كشورمان هم به طور كلي حدود 5/1 درصد است ولي رشد سالمندي بيش از سه درصد مي باشد. يعني جمعيت سالمندان به سرعت در حال افزايش است و پيش بيني مي شود تا يك دهه آينده سالمندان ايران از مرز 18ميليون نفر عبور كند.
وجود طب سالمندان به معناي كم اهميت بودن بهداشت رواني اين دوره در گذشته نيست بلكه حاكي از اين حقيقت است كه ثبات سلامت روان سالمندان تحت نياز به كمك خانواده و متخصصان جامعه است تا علائم سالمندي را هرچه زودتر تشخيص و نسبت به درمان آن اقدام ورزند.
اهداف ارتقاء سلامتي و پيشگيري از بيماري ها در افراد سالمند به طور ويژه شامل كاهش مرگ و مير ناشي از بيماري هاي حاد و مزمن، حفظ عملكرد مستقل، طولاني كردن اميد به زندگي و حفظ و افزايش كيفيت زندگي است. با وجود اين بايد قبول داشت كه سالمندان يك گروه خيلي شبيه به يكديگر نيستند و مقوله كاملي از توانايي عملكردي و كيفيت زندگي در آنها هم يكسان نيست، بنابراين اصل اين است كه زماني كه در مورد مشاركت در فعاليت هاي ارتقاء سلامتي تصميم مي گيريم، خصوصيات افراد و وضعيت زندگي آنها را درنظر بگيريم.
برخي از سالمندان به طور همزمان دچار چند بيماري هستند. دقيقا برخلاف بقيه افراد در سنين مختلف كه معمولا درلحظه يك بيماري دارند. سالمندان به دليل مداواي بيماري ها معمولا در هر زمان چندين نوع دارو مصرف مي كنند. در دوران سالمندي خلقيات و روحيات آنها نيز تغيير پيدا مي كند و الگوي مصرفي غذايشان هم دچار تغييراتي مي شود.
از آن جهت كه دوران سالمندي معمولا با دوران بازنشستگي از كار و تا حدودي انزواي اجتماعي همراه بوده و سالمندان به مانند ساليان و دهه هاي گذشته در فعاليت هاي اجتماعي مشاركت فعال و تأثيرگذار نداشته و بدين سبب زياد در اجتماع حضور ندارند، از نظر روحي و به تبع آن از نظر جسمي در معرض آسيب قرار مي گيرند.
روندي كه با ادامه آن نه تنها سالمندان را با مشكلات متعددي دست به گريبان مي نمايد بلكه جامعه را از توان، تخصص، دانش و تجارب آنان محروم ساخته و بخش بزرگي از توانمندي هاي اجتماعي به هدر مي رود.
اهميت بيشتر به كيفيت زندگي
بنابراين نه تنها بايستي با به كارگيري شيوه هاي مدرن و كارآمد، راه را براي حضور فعال سالمندان در اجتماع باز كرد بلكه بايستي حضور فعال اين قشر از جمعيت در اجتماع را غنيمت شمرد.
ازطرف ديگر با توجه به اين نكته كه دوران سالمندي دست كم يك سوم تا يك چهارم از دوران زندگاني ما را در برمي گيرد، پس ضروري است كه تجربه مثبتي در زندگاني تك تك ما و زندگي طولاني تر همراه با سلامت، مشاركت و امنيت و نيز همراه با افزايش كيفيت زندگي مدنظرمان باشد.
علاوه بر كميت زندگي و طول عمر، به كيفيت و لذت از سال هاي پاياني عمر كه بدون شك در استمرار فعاليت هاي اجتماعي و داشتن نقشي سازنده در خانواده و اجتماع رقم مي خورد هم بها دهيم، مقوله اي كه سازمان جهاني بهداشت رويكرد رسيدن به آن را با عبارت سالمندي فعال بيان كرده و طرح توانمندسازي سالمندان نيز نقشه راهي براي رسيدن به اين هدف است.
بررسي عوامل تعاملي ميان اعضاء خانواده با سالمندان و تأثير برخي از عوامل در فرسوده نمودن خانواده ها و بالتبع واگذاري سالمند به خانه سالمندان يك ضرورت پژوهشي است. آشنانمودن سالمندان با رفتارها و اعمالي كه از آنها سر مي زند و بر خانواده ها اثر منفي مي گذارد واجد ارزش ويژه اي است و حتي براي كساني كه در شرف سالمندي هستند رعايت اين نكات امكاني فراهم مي نمايد تااطرافيان با نگرش مثبتي با سالمندان رفتار نمايند.
بررسي اجمالي عواملي كه از تجربيات خانواده ها به دست آمد، گوياي اين واقعيت است كه مي توان سالمندان را آموزش داد تا با پرهيز از انجام امور فوق، پذيرش خود را در ميان اعضاي خانواده افزايش دهند.
آموزش دقيق عوامل بازدارنده به سالمندان و كساني كه در سن كهولت هستند در تحقق نيازهاي رواني افراد در بزرگسالي موثر خواهدبود. تغيير نگرش جامعه نسبت به سالمندي هم يكي از شاخص هاي سلامت رواني است.
پشتيباني عاطفي، پشتيباني حمايتي و كنشي از جمله مواردي هستند كه همه كساني كه به نوعي با سالمندان در تماس هستند بايد آنها را به كار گيرند. پشتيباني عاطفي با ابراز احساسات در ارتباط است و پشتيباني حمايتي براي كمك به سالمند به كار مي رود و درنهايت حس كنشي موقعي كاربرد دارد كه كسي بخواهد از نزديك سالمند بگذرد و لازم است دستي به او بزند.
هيجان به پايان رسيدن زندگي از جمله عواطفي است كه زندگي روان شناختي انسان را به شدت متأثر مي سازد از نقطه نظر روان كاوي، سلامت رواني انسان به ميزان تسلط او بر هيجان مرگ بستگي دارد.
به نظر مي رسد براي مقابله موثر با مرگ، راهي جز افزايش دانش نسبت به گذشته، مواهب آن به كيفيت زندگي و امور ما بعدالطبيعه وجود نداشته باشد. روي آوري سالمندان به تعامل بيشتر با ديگران مي تواند به عنوان شاخصي از سلامت رواني محسوب گردد. پژوهشگران درپژوهش بر روي 304 زن سالمند به اين نتيجه رسيدند كه عضويت دركليسا، جهت گيري آخروي در كهولت به طرز مطلوبي نگرش منفي را نسبت به سالمندي اصلاح مي كند.
عوامل رواني درسلامت سالمندان بسيار تاثيرگذار است. نبايد فراموش كنيم كه تحقيقات بسياري در زمينه سبك زندگي و سلامت روان شده است كه يافته ها نشان مي دهند كه بهداشت زندگي آدمي به شدت تحت تاثير سبك زندگي افراد است.
انجام رفتارهاي بهداشتي از جمله بهداشت روان مي تواند بيماري ومرگ زودرس افراد را كاهش دهد. همچنين به نظر مي رسد كه سبك زندگي براي سلامتي افراد مسن تر داراي اهميت بيشتري است. رفتار و فرآيندهاي رواني كه مركز توجه علم روان شناسي مخصوصا روان شناسي سلامت هستند عبارتند از:
تعبير و تفسير مشكلات سالمندان
شناخت احساسات و انگيزه يا رفتار در واقع شناخت فعاليتي است رواني شامل دريافت، يادگيري، بيادآوردن، تعبير و تفسير، فكر كردن، باورها و حل مشكل كه تك تك اين موارد در سلامت روان سالمندان حائز اهميت هستند.
براي مثال امكان دارد شما اعتقاد داشته باشيد كه زندگي بدون چيزهايي كه من از آنها لذت ببرم ارزشي ندارد، چنانچه شما از كشيدن سيگار لذت مي بريد آيا حاضريد براي كاهش خطر ابتلا به سرطان يا ناراحتي هاي قلبي، آن را ترك كنيد؟ شايد نه؟ اين مثال، يك نمونه از نقش شناخت بر سلامت روان سالمندان است.
هيجان ها به احساسات ذهني گفته مي شوند كه بر افكار، رفتار و فيزيولوژي افراد اثر مي گذارند و از آنها اثر مي پذيرند، بعضي ازهيجان ها مثبت يا خوشايندند مانند شادي، خوشحالي، دلبستگي و بعضي ديگر منفي هستند مانند خشم، ترس و افسردگي كه لازم است سعي شود بيشتر، هيجان هاي مثبت سالمندان تقويت شود.
هدف داشتن مفهومي است دريافتن چرايي رفتار مردم مثلا چرا آنگونه رفتار مي كنند؟ اينكه چرا بعضي از فعاليت ها را شروع، جهت آنها را انتخاب و درباره آنها پافشاري مي كنند، سالمندي كه انگيزه خوب شدن يا بهتر شدن داشته باشد امكان دارد جهت رسيدن به هدف خود يك برنامه ورزشي را انتخاب و به آن عمل كند.
شاخص هاي سلامت رواني درسالمندي
رعايت توصيه هاي بهداشتي نيز يكي از شاخص هاي سلامت رواني است كه نقش پيشگيرانه دارد به اين صورت كه انجام دادن آنها به حفظ يا بهبود سلامت و اجتناب از بيماري ها مدد مي رساند. اما زماني كه افراد احساس عافبت مي كنند ممكن است تمايلي به انجام دادن رفتارهاي بهداشتي كه مستلزم تلاش و فداكاري است نداشته باشند.
در برخي از جوامع، سالمندي را چيزي شبيه به بيماري تلقي مي كنند و براين اساس بيشتر جنبه هاي بيماري سالمندان را بحث و بررسي مي كنند. در نتيجه شاخص هاي سلامت رواني ناديده گرفته مي شود، درحالي كه سالمندي مترادف با بيماري نيست بلكه فرايند طبيعي است كه كسي نمي تواند از آن جلوگيري كند، هيچ دليلي براي نگراني از اين پديده وجود ندارد، بطوري كه با مراقبت مناسب مي توان از عمر طولاني لذت برد و پيري سالم و نشاط آوري داشته و از هجوم بيماري و ضعف در امان بود.
ازجمله شاخص هاي ديگر حفظ سلامت رواني سالمندان حفظ تعادل اجتماعي با افراد و فعاليت هاي جمعي است حتي تماس با افراد جوان مي تواند احساس سودمندي و افزايش احترام به نفس را درسالمندان به وجود آورد چرا كه سالمندان در طول زندگي خود ارزش هاي اجتماعي و فرهنگي را به نسل بعدي منتقل كرده اند و هم اكنون مي توانند حاصل تلاش يك عمر خود را در ارتباط با آنها بيابند.
يكي از عوامل ديگر سلامت سالمندان نياز به تشكيل گروه هاي مخصوص سالمندان كه در آن اجماع كنند بيشتر احساس مي شود تا علاوه بر تجمع در محيط هاي عمومي مثل پارك، محل اختصاصي براي خود داشته باشند كه علاوه بر ديدار يكديگر و احساس مشترك در توانمندي ها و ناتواني هاي طبيعي توام با افزايش سن به فعاليت هاي متناسب با آن توانايي ها بپردازند.
اگر چه برخي از توانايي هاي ذهني سالمندان اجتناب ناپذير اما اكثر توانايي هاي ذهني و رواني مانند جواني باقي مي مانند.
هوش تغيير نمي كند. توانايي هايي تغيير و انعطاف پذيري برخلاف تصور عمومي دست نخورده باقي مي ماند و نيز توانايي يادگيري مطالب جديد هنوز وجود دارد اگر چه ممكن است نياز به زمان بيشتري داشته باشد.
از فعاليت هايي كه محرك فعاليت بيشتر مغز است مثل مطالعه، نوشتن و يادگيري مطالب جديد و فعاليت هاي فكري و حتي حل كردن جدول درحفظ و كارآيي مغز تاثير مثبتي دارد. حفظ روابط بين فردي و اجتماعي هم نقش مهمي درحفظ سلامت و كارايي رواني دارد.
استرس و نگراني ريشه بسياري از بيماري هاست. بنابراين براي حل اين نگراني ابتدا بايد منابع ايجاد كننده آن را پيداكرد. براي مثال صحبت كردن راجع به نگراني يا درمانگر يا حتي بيان مسائل دلهره آور با يك دوست يا همنشين مي تواند به كاهش دلهره و نگراني منجر شود. حتي با كارهايي همچون قدم زدن، بازي هاي ورزشي و سرگرمي هاي مناسب، فعاليت هاي جسماني ورزشي مي توانند به كسب آرامش كمك كند.
فعاليت هاي داوطلبانه اجتماعي را قطع نكنيد
حفظ روابط اجتماعي اهميت زيادي درطب سالمندي دارد حمايتي كه از روابط اجتماعي با دوستان، خانواده و همكاران ايجاد مي شود به حفظ سلامت رواني كمك مي كند.
مطالعات نشان داده است دركساني كه با اعضاي خانواده، خويشاوندان و همچنين گروه هاي اجتماعي ارتباط خوبي دارند، علائم آلزايمر ديرتر از كساني كه گوشه گير و كم ارتباط هستند تظاهر مي كند. بنابر اين توصيه مي شود كه درسالمندان اين ارتباط را حفظ كنند و فعاليت هاي داوطلبانه اجتماعي و شركت درگروه هاي مختلف به اين موضوع كمك كننده است.
افسردگي در طب سالمندي به عنوان يكي از اساسي ترين مسائل در نظر گرفته مي شود. طبق تحقيقات انجام شده 32 درصد سالمندان بستري در بيمارستان و 28 درصد افرادي كه در خانه سالمندان بستري هستند از اين بيماري رنج مي برند.
كاهش اشتها، بي خوابي و يا خواب زياد، از دست دادن انرژي، خستگي و بيزاري، اضطراب و تشويق، كندي در انجام فعاليت ها، از دست دادن علاقه و يا فقدان احساس خشنودي رضايت و لذت نسبت به فعاليت هاي معمولي و هميشگي، ابراز شكايت و سرزنش خود و يا محكوم كردن بي مورد خويش، گله و شكايت از كاهش قابليت تفكر از علائم مهم آن هستند.
به طور كلي دلايل به وجود آمدن افسردگي در افراد سالمند ناشي از فقدان چند مورد زير است:
- مرگ بستگان يا دوستان
- اختلال در انجام وظايف
- از دست دادن آزادي و استقلال و اتكا به نفس
- كاهش و فقدان اراده و تصميم گيري
تقريبا در همه افراد افسرده درجاتي از غمگيني شديد يا ناشادماني كه دامنه آن از يك اندوهگيني متوسط تا نااميدي شديد در نوسان است گزارش كرده اند. اين نوع غمزدگي ممكن است توسط فرد به صورت نوميدي شديد، تنهايي يا دلگيري توصيف شود.
افرادي كه افسردگي ملايم يا متوسط دارند ممكن است از طريق سردادن گريه آن را بروز دهند، اما افرادي كه دچار افسردگي شديد هستند اغلب اظهار مي دارند دوست دارند گريه كنند، اما نمي توانند.
در اغلب موارد افسردگي با كاهش انگيزه همراه است. انرژي فرد كاهش يافته و فرد بدون انجام دادن كار همواره احساس خستگي و فرسودگي مي كند. سالمند افسرده احساس گناه دارد و فكر مي كند موجود بي ارزشي است و نسبت به توانمندي و استعداد و قابليت هاي خويش بي اعتنا است و آنها را دست كم مي گيرد.
از نگاه سالمندان افسرده زندگي آنان براساس تفكري كه به آن دچار شده اند حاصل و ثمري در بر نداشته است. كاهش انگيزه و بي تفاوتي را در اغلب افراد مبتلا به اختلال افسردگي به ويژه پيران مي توان مشاهده كرد.
افسردگي در دوران پيري در زنان حدود چهل سالگي و در مردان حدود پنجاه سالگي بروز مي كند، در ضمن اين افراد ممكن است سابقه افسردگي قبلي نداشته باشند تااين اواخر پژوهشگران بر اين باور بودند كه تغييرات جسماني كه بروز مي دهد علت اصلي ايجاد پسيكوز پيري است.
اما مطالعات و مشاهدات كلينيكي انجام شده نشان داد كه تغييرات متابوليسم بدن تنها دليل و يا حتي مهم ترين علت بروز پسيكوز پيري نيست. سن چهل سالگي به بعد دوراني است كه همه افراد دچار مسايل و مشكلاتي مي شوند، اما برخي از افراد به دلايل متعدد و گوناگون توان مقابله با مشكلات زندگي و سازگاري با آن را از دست مي دهند.
برخي از زنان و مردان در سنين بالا ممكن است احساس كنند كه قواي آنان تحليل رفته و به فردي بي مصرف تبديل شده اند، به اصطلاح تاريخ مصرف آنان سپري شده و مورد نياز نيستند بنابراين احساس پوچي مي كنند.
اغلب افراد سالخورده توانايي انطباق با واقعيت هاي زندگي را دارند، اما برخي از آنها به دلايل متعدد قادر به تحمل واقعيت ها نبوده و خاطري افسرده پيدا مي كنند و بدين ترتيب افسردگي آنان موجب ايجاد مشكل در خانواده مي شود.
ولي با توصيه هاي طب سالمندي مي توان با تشخيص زود هنگام و درمان اساسي از افسردگي در سالمندان از ايجاد هرگونه مشكل بين افراد سالخورده و نزديكان آنان جلوگيري بعمل آورد.
هميشه سعي كنيد نيمه پر ليوان را ببينيد
متخصصان در طب سالمندي توصيه مي كنند كه وقتي با يك نقطه نظر مثبت و با تقويت هيجانات مثبت به موضوعات نگاه شود حل مسئله و تحمل مشكلات آسان تر مي شود. براي حفظ سلامتي به خوبي هاي زندگي فكر كنيد و با فعاليت ها و افرادي كه شما را خوشحال مي كنند، وقت بگذرانيد.
اگر مسائل معنوي به شما احساس خوبي مي دهد سعي كنيد ارتباط خود را با اين موضوع حفظ كنيد. هرگونه عقايد معنوي يا مذهبي كه داريد سعي كنيد تقويت كنيد. اينها ممكن است كه به تخفيف تنهايي، افسردگي، اضطراب در سالمندي كمك كند و يا حتي عامل دفاعي دربرابر مشكلات و بيماري رواني از جمله آلزايمر باشند. كساني كه اعتقادات مذهبي و معنوي قوي دارند معمولا به تبع آن احساس حمايت و راحتي بيشتري مي كنند.
تا جايي كه ممكن است فعاليت هاي بدني را قطع نكنيد زيرا فعاليت هاي جسماني موجب تقويت فعاليت رواني مي شود و لذا در سراسر زندگي از اهميت زيادي برخوردار است و اگر در دوره جواني فعاليت بدني را آغاز كنيد و به آن پايبند باشيد، در دوران پيري فوايد بيشتري را از آن به دست خواهيد آورد. بنابراين از فوايد ورزش كردن مي توان به تناسب اندام، انعطاف پذيري بيشتر، بهبود وضعيت تعادل، سرحال بودن و... اشاره كرد. سعي كنيد با حفظ سلامتي در يك سطح متعادل و معقول، از زندگي سالمندي خود، حداكثر استفاده و لذت را ببريد.
ورزش كردن فقط براي جسم ضروري نيست بلكه ذهن تان را هم تمرين دهيد. زماني كه فكر مي كنيد عقل و خرد كافي در خود اندوخته ايد، ذهن شما بناي ناسازگاري مي گذارد و به تعبيري شما را به بازي مي گيرد. مثلا يادتان نمي آيد ماشين تان را كجا پارك كرده ايد و... البته كمي از فراموشي ها در سالمندي طبيعي است.
فراموش نكنيد شما داراي تجارب و اندوخته هاي فراوان ذهني هستيد، بخاطر داشته باشيد كه مغز شما مانند يك عضله است براي اينكه آن را قوي نگه داريد بايد از آن استفاده كنيد. راه سالم نگه داشتن ذهن، مطالعه دايمي است لذا در كنسرت ها، سخنراني ها، نمايش هاي تئاتر و سينما شركت كنيد.
داشتن روابط محكم با خانواده و دوستان هميشه حايز اهميت بوده و است با افزايش سن اين روابط اهميت دوچنداني پيدا مي كند. مطالعات نشان مي دهد كه اگر روابط اجتماعي شما ضعيف باشد خطر مرگ در شما تا چهار برابر فردي خواهد بود كه اطرافش پر از كساني است كه به او مهر مي ورزند و او هم به آنها مهر مي ورزد.
در واقع داشتن دوستان و خانواده هاي قابل اتكا يكي از مهمترين شاخص هاي طول عمر و سلامت روان است. به انجام فعاليت هاي داوطلبانه در يك مدرسه، كتابخانه يا موسسات خيريه بپردازيد.
يكي از مهم ترين شاخص هاي سلامت در دوران سالمندي بحث حفظ حافظه است كه مي توان كارهاي توصيه شده زير را جهت حفظ آن انجام داد:
- توقع نداشته باشيد همه چيز را بدست آوريد. اين روزها در دنياي شلوغي زندگي مي كنيم كه مملو از اطلاعات مختلف است بهتر است هميشه از ليست، يادداشت، مشخص كردن كارها روي تقويم و هر چيز ديگري كه به حافظه كمك مي كند، استفاده كنيد.
- سعي كنيد براي كارهاي مختلف روال ثابتي مشخص كنيد. به عنوان مثال براي دسته كليدتان جاي مخصوص داشته باشيد.
- حافظه تصويري ما معمولاً بهتر از حافظه شنيداري عمل مي كند. به عبارت دگر ما آنچه را كه مي بينيم بهتر از آنچه مي شنويم بياد مي آوريم و استفاده همزمان از هر دو، بخاطر سپردن را آسان تر مي كند.
- مي توانيد براي به ذهن سپردن مطالب و موضوعات جديد آنها را داستاني كنيد.
- اختصاص دادن زمان بيشتر براي يادگيري، به خاطر سپردن و بياد آوردن آنرا سرعت مي دهد.
هر روز به اخبار راديو و تلويزيون گوش دهيد. سعي كنيد هر روز يك مطلب جديد ياد بگيريد. كتاب يا روزنامه مطالعه كنيد.
در جمع دوستان يا خانواده خاطرات گذشته را تعريف كنيد. مي توانيد عكس هاي قديمي را براي يادآوري نام افراد و خاطرات گذشته نگاه كنيد.
با بكارگيري اين روش ها مي توانيد دوران سالمندي راحتي را سپري كرده و به ديگران هم توصيه كنيد.