شايعترين اختلال رفتاري در سنين كودكي و بلوغ بيش‌فعالي است. اختلالي است كه كودك مبتلا به آن پرتحركتر، بي توجه‌تر و داراي رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از كودكان ديگر است. الگوي پايدار اين اختلال كمبود تمركز و پرخاشگري است، البته بايد اين خصوصيات حداقل به مدت شش ماه در كودك ثابت باشد تا بتوان گفت كه كودك دچار اين اختلال است. كودكان بيش فعال از دستورها اطاعت نمي‌كنند، تحريك پذير و خشن‌اند. از يك فعاليت به كار ديگر مي‌پردازند بدون اينكه هيچ‌يك را به سرانجام برسانند. ستيزه‌جو، نافرمانند و با كودكان ديگر ميانه خوبي ندارند. لجوج ، رياست طلب و بي‌انضباط و غير قابل پيش‌بيني‌اند، در حرف ديگران مي‌پرند، اشيا را از ديگران مي‌قاپند و به چيزهايي دست مي‌زنند كه اجازه آن را ندارند. ممكن است در بعضي بيشتر علائم پرتحركي و رفتارهاي ناگهاني و در گروهي علائم بي‌توجهي بيشتر ديده شود. اين كودكان در نوباوگي نيز خواب كم و گريه زياد دارند، به نور و صدا و حرارت و ساير تغييرات محيطي به سرعت و غير عادي پاسخ مي‌دهند، مرتب در حال جلو و عقب كردن خودشان هستند، معمولا در آغوش مادر آرام نمي‌گيرند و جيغ و لگد مي‌زنند. در گرفتن پستان مادر هم مشكل دارند. در بيماران بيش فعال،متابوليسم(سوخت وساز) اسيدهاي چرب به خوبي صورت نمي‌گيرد و ازآنجا كه اسيدهاي چرب يكي از اركان مهم غشاي سلول عصبي هستند، سلول‌هاي عصبي ساختار وعملكرد مناسبي ندارند، تشنگي زياد وآلرژي به مواد غذايي از جمله اصلي‌ترين علائم كمبوداسيدهاي چرب مي‌باشد وعلت آن نيز نوع رشد وتكامل سيستم عصبي است. اكثر اين كودكان از هوش بالا برخوردارند و كارهايي كه انجام مي‌دهند غير مترقبه و ناگهاني است وخطر را احساس نمي‌كنند. بسياري از اين كودكان، يك يا چند اختلال رفتاري و رواني ديگر مانند افسردگي يا اختلال دو قطبي نيز دارند. 3 تا 5 درصد كودكان به اين اختلال مبتلا هستند و در پسرها شايع‌تر است. علائم اين بيماري قبل از 7 سالگي شروع مي‌شود ولي اغلب در دوران مدرسه مشكلات جدي ايجاد مي‌كند. ممكن است بر اثر بالا رفتن سن كودك، مسئله خود به خود حل شود اما اين كودكان اگر به حال خود گذاشته شوند در بزرگسالي در كارهاي گروهي مشكل دارند و رفتارهاي ضد اجتماعي از خود نشان مي‌دهند البته با افزايش سن پرتحركي كمتر شده ولي اختلال تمركز و رفتارهاي ناگهاني مي‌تواند باقي بماند. در 15 تا 20 درصد موارد علائم همراه با افزايش سن ادامه مي‌يابد.

بدون درمان تنها يك سوم تا نصف كودكان بيش فعال مي‌توانند با علائم خود در زندگي سازگار و منطبق باشند و بقيه مستعد بروز مشكلات ثانويه از جمله رفتارهاي ضد اجتماعي، اختلال سوء مصرف مواد واختلالات خلقي هستند و اشكالات يادگيري معمولا مادم العمر ادامه پيدا مي‌كند. علل ايجاد اين اختلال؛ وراثت ، سيگار كشيدن مادر در دوران بارداري، مشكلات هنگام تولد، عوامل عصب شناختي، حساسيت غذايي و پاسخ نامطلوب به افزودني هاي غذايي، فلزات سنگين و متغيرهاي محيطي است. در درمان اين كودكان مي‌توان روش‌هاي رفتار درماني به همراه رژيم غذايي خاص و داروهايي كه پزشك براي درمان اين اختلال تجويز مي‌كند را به كار بست . گنجاندن مواد غذايي حاوي اسيد چرب ضروري امگا-3 مانند ماهي، كپسول روغن ماهي، تخم مرغ و آجيل خام در برنامه‌ غذايي كودكان بيش فعال در كنترل علائم بيماري آنها موثر است. در عين حال عناصر حياتي روي و منيزيم نيز در كاهش بيش فعالي موثرند، زيرا كنترل سيستم اعصاب مركزي و محيطي زير نظر اين دو ماده است وعلائمي مانند واكنش بيش از حد به محرك‌هاي بيروني، خستگي، اختلال خواب واختلال تمركز نيز ناشي از كمبود آنها در خون است.مصرف موادي مانند طعم دهنده‌ها و رنگ‌هاي مصنوعي، قهوه، كاكائو، پنير، سركه و آسپرين براي اين گروه از بيماران مضر مي‌باشد و فعاليت مغز كودكان بيش فعال را به طور ناگهاني افزايش مي‌دهد و آنها در معرض حمله عصبي قرار مي‌گيرند. رنگ‌هاي مصنوعي، طعم‌دهنده‌هاي مصنوعي، شيرين كننده‌هاي مصنوعي مثل « آسپارتام، نگه‌دارنده‌هاي مصنوعي كه عموما در مكمل‌هاي ويتاميني، خميردندان‌ها و داروها استفاده مي‌شوند نيز از مواد مضر براي اين كودكان هستند. همچنين بايد از مصرف بسته‌هاي خوراكي و تنقلات، غذاهاي آماده و همه آن چيزهايي كه اين روزها مي‌شود از سوپرماركت‌ها خريد و خيلي زود و سريع خورد خودداري نمود. خوراكي‌هاي با رنگ مصنوعي عموما ارزش تغذيه‌اي خاصي ندارند.اما هر كدام از اينها ممكن است كودك را بيش فعال، پرخاشگر يا كم تمركز كند يا زمينه چنين اختلالي را فراهم نمايد. والدين مي‌توانند با حذف اين‌گونه خوراكي‌ها و نيز استفاده بيشتر از مواد غذايي و خوراكي‌هاي خانگي، سلامت رفتاري كودك خود را تا حد زيادي تامين كنند گام پاياني در درمان اين كودكان اين است كه بايد از انتقاد بي‌جا يا حمله كردن به آنان خودداري نمود و روحيه‌اي با نشاط و شوخ طبع داشت. به فرزند جرات داد و نشان داد به نكات مثبت او اطمينان وجود دارد. فعاليت‌هاي ورزشي، هنري، فني و اجتماعي مي‌تواند فرصت هايي براي نمايان كردن توانايي‌هاي اين كودكان باشد. آنان را به موقع تشويق، اعتماد به نفس‌شان را تقويت و احساس موفقيت در آنان ايجاد نمود.